۱-انجمن علمی کتابداری و اطلاعرسانی ایران نگرانی عمیق خود را از تنزل کیفیت محتوای مجلههای موسوم به «علمی-پژوهشی» اعلام میدارد و معتقد است امروزه این مجلهها، بسیار بیش از آنکه گزارشکننده یافتههای علمی ارزشمند باشند، به ابزاری در خدمت ارتقای اعضای هیئت علمی دانشگاهها و دانشآموختگی دانشجویان دوره های تکمیلی تبدیل شدهاند. این وضع بر بسیاری از مجلههای مشابه نیز حاکم است.
۲-به باور ما بهوجودآورنده این وضع، اسناد بالا دستیای است که در آنها از دستاورد علمی به «تولید علم» تعبیر شده است. واژگان بهکار رفته در این اسناد به رویکردی دامن زده است که منجر به سیطرۀ کمیّت به جای کیفیّت در ارزیابی عملکرد پژوهشی در کشور ما شده است.
۳-ناتوانی سیاستها و روشهای اشاره شده به باور ما ناشی از اتکای مفرط بر ملاکهای کمّی در ارزشیابی عملکرد پژوهشی است مانند اهمیت قائل شدن به شمار آثار در نحوه محاسبۀ امتیازها است. این گرایش در جدیدترین آییننامه ارتقای اعضای هیئت علمی نیز مشهود است.
۴-الزام به نشر مقاله استخراج شده از پایاننامهها برای دریافت نمره کامل، از یکسو، و کافی بودن انتشار مقاله مستخرج از پایاننامه برای ارتقای دانشگاهیان از سوی دیگر، موجب بینیاز شدن اعضای هیئت علمی از انجام پژوهشهای مستقل و احیاناً با کیفیتتر شده است.
۵-درعین حال، سیاست افزایش شدید دورههای تحصیلات تکمیلی و به تَبَع آن، افزایش شدید شمار دانشجویان این مقاطع، سبب پرداختن به مسائل غیرمسئلهمحور در پایاننامههای دانشجویی شده است.
۶-کفایت مقالات مستخرج از پایاننامهها برای ارتقا به درجات بالاتر دانشگاهی باعث شده، عضو هیئت علمی بیش از ظرفیت خود مسئولیت هدایت پایاننامه دانشجویی را بپذیرد. ناممکن بودن صرف وقت و توجه کافی استاد راهنما به تدوین پایاننامهها، کیفیت این نوع پژوهشها به شدت آسیب رسانده است.
۷-فراوانی پایاننامههای کمکیفیت یا بیکیفیت و الزام به استخراج مقاله و انتشار آن در مجلههای به اصطلاح «علمی- پژوهشی» از یکسو، و الزام مجلههای یادشده به انتشار مرتب (۴ شماره در سال) با تعداد معین مقاله (حداقل ۶ مقاله در هر شماره) به عنوان شرط حفظ رتبه از سوی دیگر، به تشکیل بازار کاذبی از عرضه و تقاضای متقابل منجر شده است. در یک سوی این بازار کاذب، دانشجویان و اعضای هیئت علمیِ درگیر، و در سوی دیگر مجلههای یادشده قرار دارند. عرضه فراوان مقاله موجب فشار تقاضا بر مجلههای مذکور، افزایش غیرلازم شمار مجلههای علمی پژوهشی در سالهای اخیر، سطحی شدن فرایند داوری، و طولانی شدن نوبت انتظار برای انتشار شده است. در سوی مجلهها، الزامهای کمیسیون نشریات موجب شده تا نشریات خود را وادار ببینند برای تکمیل شمار مقالات هر شماره و انتشار مرتب، در مورد کیفیت مقالاتی که برای انتشار میپذیرند، به آسانگیری مخرب برای انتشار مقالهها تن دهند.
۸-به باور ما، سیاستها و روشهای یاد شده بالا، نظام معیوبی برای تولید آثار دانشگاهی بهوجود آورده است که به جرأت میتوان آن را عامل اصلی -اگرنه منحصر به فرد- رواج بازار تقلب و سایهنویسی شرمآور موجود در ایران دانست.
۹-متأسفانه دستگاه متصدی آموزش عالی در کشور ما که مساعی پژوهش علمی و دستاوردهای آن را «تولید علم» میخواند، کوشش گرانقدر برترین اذهان جامعه را در حد تولیدات کارخانهای فروکاسته است. به باور ما، بهکارگیری گفتمان تولید مادی برای دستاوردهای پژوهشی تسهیلکنندۀ رویکرد کمّی در نظام ارزیابی و سنجش علم در کشور ما شده است. ما خواستار بازنگری جدی دراین سیاستها، روشها و گفتمان کنونی هستیم.